
دیوانه حسینم.... مادرم گریه کنان شیرم داد پدرم سینه زنی یادم داد مادرم غرق در احساسم کرد پدرم عاشق عباسم کرد خوش بحال همه ی ایل و تبارم بخصوص خوش بحال پدرم،ک پسرش نوکر توست آمدم بسوی هیئت ک کمی مست کنم همه ی ایل و تبارم بفدای یل بی دست کنم برود هرکه دلش خواست شکایت بکند...
ادامه مطلب