دیوانه حسینم....

مادرم گریه کنان شیرم داد
پدرم سینه زنی یادم داد
مادرم غرق در احساسم کرد
پدرم عاشق عباسم کرد
خوش بحال همه ی ایل و تبارم بخصوص
خوش بحال پدرم،ک پسرش نوکر توست
آمدم بسوی هیئت ک کمی مست کنم
همه ی ایل و تبارم بفدای یل بی دست کنم
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند
برچسب: دیوانه حسینم,دیوانه ی حسینم,من دیوانه حسینم,
نویسنده: نوید کریمیپور